قانون اساسی - فصل اول: اصول کلی: تفاوت میان نسخهها
←اصل سوم: ارزشهای بنیادین از اصول مذهبی به اصول بنیادین حقوق بشری تغییر کرد. |
←اصل چهارم: از بندهای مذهبی و تهاجمی در مورد تمامیت ارزی به بندهای متعادل فدرال با توجه به تمامیت ارزی تغییر کرد. |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
کرامت انسانی، آزادی، برابری در حقوق پایه، و عدالت اجتماعی اصول بنیادین کشور به شمار میروند. | کرامت انسانی، آزادی، برابری در حقوق پایه، و عدالت اجتماعی اصول بنیادین کشور به شمار میروند. | ||
== اصل چهارم == | == اصل چهارم: تمامیت ارضی، استقلال و ساختار فدرال == | ||
کشور واحد، مستقل و غیرقابل تجزیه است. | |||
نظام سیاسی بر پایه ساختار '''فدرالی''' سامان مییابد؛ بدین معنا که ایالات/استانها در چارچوب قانون اساسی دارای خودگردانی و اختیارات ویژه در امور داخلی، فرهنگی، اقتصادی و اداری خویش هستند. | |||
امور کلان همچون سیاست خارجی، دفاع ملی، واحد پول، تابعیت و حفظ تمامیت ارضی در اختیار دولت مرکزی است. | |||
هیچ ایالت یا واحد فدرال حق جدایی یا سلب حاکمیت ملی را ندارد، اما در چارچوب قانون اساسی میتواند بر ادارهی داخلی خویش استقلال داشته باشد. | |||
== اصل پنجم == | == اصل پنجم == | ||
نسخهٔ ۲۱ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۵

الگو:ویکیپدیا:فهرست الگوهای پیامی/پاکسازی
|
|
اصل اول: سامانهی سیاسی
قدرت و مشروعیت سیاسی از مردم سرچشمه میگیرد. شاه و مردم در پیوندی متقابل، پشتیبان یکدیگر بوده و برای تعالی و پیشرفت کشور همکاری میکنند.
اصل دوم: شکل سامانهی سیاسی
حکومت، شاهنشاهی مشروطه و مبتنی بر اصول دموکراسی مدرن است. خواست اکثریت مردم اساس تصمیمگیری است، با تضمین کامل حقوق اقلیت.
اصل سوم: ارزشهای بنیادی
کرامت انسانی، آزادی، برابری در حقوق پایه، و عدالت اجتماعی اصول بنیادین کشور به شمار میروند.
اصل چهارم: تمامیت ارضی، استقلال و ساختار فدرال
کشور واحد، مستقل و غیرقابل تجزیه است.
نظام سیاسی بر پایه ساختار فدرالی سامان مییابد؛ بدین معنا که ایالات/استانها در چارچوب قانون اساسی دارای خودگردانی و اختیارات ویژه در امور داخلی، فرهنگی، اقتصادی و اداری خویش هستند.
امور کلان همچون سیاست خارجی، دفاع ملی، واحد پول، تابعیت و حفظ تمامیت ارضی در اختیار دولت مرکزی است.
هیچ ایالت یا واحد فدرال حق جدایی یا سلب حاکمیت ملی را ندارد، اما در چارچوب قانون اساسی میتواند بر ادارهی داخلی خویش استقلال داشته باشد.
اصل پنجم
در زمان غیب حضرت ولی عصر "عجل الله تعالی فرجه" در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می گردد.
اصل سابق: اصل پنجم: در زمان غیبت حضرت ولی عصر، عجل الله تعالی فرجه، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است، که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند و در صورتی که هیچ فقیهی دارای چنین اکثریتی نباشد رهبر یا شورای رهبری مرکب از فقهای واجد شرایط بالا طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می گردد.
اصل ششم
در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود از راه انتخابات: انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضاءی شوراها و نظایر اینها، یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می گردد.
اصل هفتم
طبق دستور قرآن کریم: "و امرهم شوری بینهم" و "شاورهم فی الامر" شوراها، مجلس شورای اسلامی، شورای استان، شهرستان، شهر، محل، بخش، روستا و نظایر اینها از ارکان تصمیم گیری و اداره امور کشورند. موارد، طرز تشکیل و حدود اختیارات و وظایف شوراها را این قانون و قوانین ناشی از آن معین می کند.
اصل هشتم
در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند. "والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر".
اصل نهم
در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.
اصل دهم
از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامهریزیهای مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.
اصل یازدهم به حکم آیه کریمه "ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون" همه مسلمانان یک امتاند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.
اصل دوازدهم
دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه ( ازدواج، طلاق، ارث و وصیت ) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه ها رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب.
اصل سیزدهم
ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل میکنند.
اصل چهاردهم
به حکم آیه شریفه "لاینهاکم الله عن الدین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین" دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند.